خوشا گذشتن...

خرید بک لینک

دلم گرفته از این روزگارِ ایذاییاست
هنر ندارد و کارش همه غمافزاییاست

هوا گرفته در اینجا؛ بهانه باران است
دوباره قصّة سی مرغ و حرفِ عنقاییاست

دوباره باز چه مرگش شده؟ نمیدانم!
هجوم این همه تردید، خود معماییاست!

نه پای رفتن و خود را زدن به دریاها
نه حسّوحال تپیدن به کنج تنهاییاست

تکیدهام وسط جادهای که مانده هنوز ...
نمانده نایی و تسلیم، طبل رسواییاست

عجب حکایت تلخی شده حکایت دل
دلی که سخت گرفتار رنج دنیاییاست

کسی به دادِ دل من نمیرسد گویا
که تنگ و خسته و تنها و بیشکیباییاست


خرابم و نفسم بر شماره افتاده
کجاست هم نفسی کاو دَمش مسیحاییاست؟

خوشا گذشتن و رفتن، خوشا نلغزیدن
گذر از این غم و تردیدها تماشاییاست

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم فروردین ۱۳۹۹ ساعت 20:13 توسط سیدهادی طباطبایی |
دلزده...

ما را در سایت دلزده دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 136 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 18:46

صفحه بندی